X
تبلیغات
قوانین ثروتمندی و راز ثروت

قوانین ثروتمندی و راز ثروت
روانشناسی ، خدا شناسي ، موفقیت و ثروت

استخاره آنلاین با قرآن کریم

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 توسط کامیار

سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود در این میان نوه اش آمد و گفت: بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه میخری؟ او نوه اش را خیلی دوست می داشت، گفت: حتماً عزیزم، حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی میگیرم و حتی در مخارج خانه هم می مانم. شروع کرد به خواندن کتاب های موفقیت.

در یکی از بندهای یک کتاب نوشته بود: قابلیت هایتان را روی کاغذ بنویسید. او شروع کرد به نوشتن.

دوباره نوه اش آمد و گفت: بابا بزرگ داری چه کار می کنی؟
پدربزرگ گفت: دارم کارهایی که بلدم را مینویسم. پسرک گفت: بابابزرگ بنویس مرغ های خوشمزه درست می کنی.  پیرمرد پودرهایی را درست می کرد که وقتی به مرغ ها میزد مزه مرغ ها شگفت انگیز می شد.
او راهش را پیدا کرد. پودر مرغ را برای فروش نزد اولین رستوران برد اما صاحب آنجا قبول نکرد، دومین رستوران نه، سومین رستوران نه، او به ۶۲۳ رستوران مراجعه کرد و ششصدوبیست و چهارمین رستوران حاضر شد از پودر مرغ استفاده کند.

امروز کارخانه پودر مرغ کنتاکی در ۱۲۴ کشور دنیا نمایندگی دارد و اگر در آمریکا کسی بخواهد عکس سرهنگ ساندرس و پودر مرغ کنتاکی را جلوی در رستورانش بزند، باید ۵۰ هزار دلار به این شرکت پرداخت کند.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم دی 1392 توسط کامیار


ﭘﺴﺮ ﻓﻘﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﻭﺵ ﺧﺮﺕ ﻭ ﭘﺮﺕ ﺩﺭ ﻣﺤﻼ‌ﺕ ﺷﻬﺮ، ﺧﺮﺝ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯿﺂﻭﺭﺩ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺩﭼﺎﺭ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﯽ ﺷﺪ. ﺍﻭ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺳﮑﻪ ﻧﺎﻗﺎﺑﻞ ﺩﺭ ﺟﯿﺐ ﺩﺍﺷﺖ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺳﺨﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﻏﺬﺍ ﮐﻨﺪ. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺶ ﮔﺸﻮﺩ، ﺩﺳﺘﭙﺎﭼﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻏﺬﺍ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺧﻮﺍﺳﺖ. ﺩﺧﺘﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺍﯾﺶ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﯿﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻭﺭﺩ. ﭘﺴﺮﮎ ﺷﯿﺮ ﺭﺍ ﺳﺮ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﮔﻔﺖ: ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻡ؟ ﺩﺧﺘﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ: ﻫﯿﭻ. ﻣﺎﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﮑﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻧﮑﻨﯿﻢ. ﭘﺴﺮﮎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﺻﻤﯿﻢ ﻗﻠﺐ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ. ﭘﺴﺮﮎ ﮐﻪ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﮐﻠﯽ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺮﮎ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻗﻮﯾﺘﺮ ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﯾﻤﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﻧﯿﮑﻮﮐﺎﺭ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﺪ. ﺗﺎ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﮑﺸﺪ. ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ... ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻣﻬﻠﮑﯽ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪ. ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻭﯼ ﻋﺎﺟﺰ ﺷﺪﻧﺪ. ﺍﻭ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯼ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪ. ﺩﮐﺘﺮ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﮐﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺸﺎﻭﺭﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪ. ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭ ﻧﺎﻡ ﺷﻬﺮﯼ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺷﻨﯿﺪ، ﺑﺮﻕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﺪ. ﺍﻭ ﺑﻼ‌ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺖ. ﻣﺼﻤﻢ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻋﻬﺪ ﮐﺮﺩ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺠﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭﯼ ﺑﮑﺎﺭ ﮔﯿﺮﺩ. ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﺸﻤﮑﺶ ﻃﻮﻻ‌ﻧﯽ ﺑﺎ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺭﺳﯿﺪ. ﺭﻭﺯ ﺗﺮﺧﯿﺺ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﯿﺪ. ﺯﻥ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻟﺮﺯ ﺻﻮﺭﺗﺤﺴﺎﺏ ﺭﺍ ﮔﺸﻮﺩ. ﺍﻭ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻋﻤﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺻﻮﺭﺗﺤﺴﺎﺏ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ. ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﺤﺴﺎﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺶ ﺧﻮﺭﺩ: ﻫﻤﻪ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﯿﺮ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﻀﺎ ﺩﮐﺘﺮ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﮐﻠﯽ ﺯﻥ ﻣﺎﺕ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻧﺮﻭﺯ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﭘﺴﺮﮐﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﯿﺮ ﺁﻭﺭﺩ. ﺍﺷﮏ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﺪ. ﻓﻘﻂ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﮕﻮﯾﺪ: ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺷﮑﺮ... ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺷﮑﺮ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻬﺎ ﻭ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 توسط کامیار

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر، با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو، ایمانت را نگه دار و ترس را به گوشه ای انداز، شک هایت را باور نکن و هیچ گاه به باورهایت شک نکن، زندگی شگفت انگیز است ؛فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید، مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی !!حتی برای یک نفر، مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم اینست که با تمام توان شروع به حرکت کنید، کوچک باش و عاشق...که عشق میداند آئین بزرگ کردنت را ...
 
 بگذار عشق خاصییت تو باشد، نه رابطه ی خاص تو با کسی، موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن، فرقی نمی کند گودال آب کوچکی باشی ، یا دریایی بی کران، زلال که باشی ، آسمان در توست ... 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم بهمن 1391 توسط کامیار

مثبت اندیشی چیزی فراتر از اعتقاد کورکورانه است و قدرت آن بر زندگی انسانها بسیار زیاد و شگفت انگیز است. خوش بین ‌ها تقریباً در همه جنبه‌های زندگی بهتر از بدبین ها عمل می‌کنند و معمولا به موفقیتهای بیشتری نائل شده و از موفقیتهای اجتماعی لذت بیشتری می‌برند. انسانهای خوش بین همچنین کمتر مستعد پذیرش افسردگی و بیماریهای جسمی هستند.
 " مارتین ای . پی . سلیگمن " پروفسور روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا می‌گوید:
 " شواهدی وجود دارد که خوشبینی ، سیستم دفاعی و حفاظتی بدن را تقویت می‌کند."

خوش بین بودن یا نبودن چیست؟

روانشناسان معتقدند خوشبینی و بدبینی ، عاداتی هستند که ما از زمان کودکی می‌آموزیم و والدین ما الگو و سرمشقهای ما هستند. به یاد بیاورید هنگامی که در اثر ترکیدن لوله آب ، خانه جدید شما غرق آب شد، پدر شما آه و ناله کرد که " چرا من چنین خانه بدی را انتخاب کردم؟ " یا گفت : " در قرار داد ما تضمین شده که همه چیز بی عیب و نقص باشد، بنابراین من از معمار ساختمان می‌خواهم لوله کشی ساختمان را تعمیر کرده و خسارت بوجود آمده را جبران کند؟"
 سلیگمن می‌گوید:
" خوشبینی ، یک روش عادی برای توضیح شکستها به خودتان است."



انسان بدبین معتقد است اتفاقات بد ، از شرایطی دائمی و ثابت نشأت می‌گیرد: "من در امتحان ریاضی مردود شدم ، چون استعداد یادگیری اعداد و ارقام را ندارم" و اتفاقات خوب ، از شرایطی موقتی ناشی می‌شود: "همسرم امروز به من یک شاخه گل هدیه کرد، چون روز کاری خوبی داشته". اما انسان خوشبین ، شکست را به عوامل موقتی نسبت می‌دهد "من در امتحان رد شدم چون دقت نکردم" و موقعیتهای مطلوب را به عوامل پایدار؛ " او برای من گل هدیه آورد، چون مرا دوست دارد."

بدبین اجازه می‌دهد ناامیدی در بخشی از زندگی اش وارد شود و به سایر بخشها نفوذ و سرایت کند. به عنوان مثال وقتی به شخصی گفته می‌شود بطور موقتی از کار بر کنار شده است، انسان بدبین نه تنها بخاطر از دست دادن شغل خود احساس بدی دارد بلکه نگرانی اش را به سایر ابعاد زندگی خود منتقل کرده ، ابراز می‌کند که زندگی زناشویی اش در معرض خطر است و فرزندانش غیر قابل کنترل هستند، اما انسان خوش بین اجازه نمی‌دهد یک شکست ، تمام زندگی او را محدود کند، او با خود فکر می‌کند "پس من در این شرایط ، شغلی ندارم، ولی من و همسرم هنوز رابطه خیلی خوب و نزدیکی باهم داریم و فرزندانمان مایه افتخار ما هستند."

وقتی مشکلی پیش می‌آید و کارها خراب می‌شود، بدبین ها خود را سرزنش می‌کنند: برای مثال اگر راننده دیگری به ماشین پارک شده آنها خسارت وارد کند، آنها خود را سرزنش می‌کنند که چرا ماشین را در جای نامناسبی پارک کرده‌اند. اما انسان خوشبین چنین مشکلی را به اتفاق نسبت می‌دهد یا سعی می‌کند راه جدیدی پیدا کند: "دفعه بعد ماشین را در جایی که ماشینهای کمتری وجود دارد، پارک می‌کنم ."


چگونه می‌توانید، خوشبین باشید؟

خوشبختانه عادتهای فرا گرفته شده می‌توانند به فراموشی سپرده شوند. تازه‌ترین تحقیقات نشان می‌دهد که خوشب ینی ، مهارتی است که هر انسانی می‌تواند به خوبی آن را فراگیرد. به برنامه چهار مرحله‌ای زیر عمل کنید تا به کمک آن مثبت بیندیشید.
با افکار منفی مبارزه کنید.

فرض کنید با تأخیر به محل کار خود رسیده‌اید، پیش از آنکه خود را سرزنش کنید و بگویید: "من همیشه دیر می‌رسم" از خود ارزیابی دقیق و درستی داشته باشید. سعی کنید بخاطر بیاورید آخرین باری که با تأخیر به محل کار خود رسیدید، چه زمانی بود، دیروز ؟ نه ، هشت هفته پیش. آیا تأخیر شما به این دلیل بود که برای جدا شدن از رختخواب تنبلی کردید؟ نه ، پسر نوجوان شما دیشب باک ماشین را خالی کرده بود و شما مجبور شدید برا ی پر کردن باک ماشین به پمپ بنزین بروید.

بدترین فیلمنامه را تصور کنید که بر خلاف انتظار ، بهترین فیلم را در پی داشته باشد؛ شما آه و ناله می‌کنید که "من حتما اخراج خواهم شد"، اما شاید رئیس شما در ترافیک گیر افتاده باشد و حتی دیرتر از شما به محل کار برسد. در مرحله بعد ، سناریویی را که احتمال وقوعش بیشتر است، مجسم کنید: همچنان که شما با دستپاچگی و به سرعت به سمت میز کار خود می‌روید، رئیس با اخم و عصبانیت به شما نگاه می‌کند. دستپاچه کننده و باعث شرمندگی است، ولی کشنده که نیست. در نتیجه به فکر یافتن یک راه حل باشید. یا در وقت صرف نهار هم کار کنید یا چند دقیقه زودتر خانه را ترک کنید تا در صورت بروز تأخیرهای پیش بینی نشده ، فرصت کافی در اختیار داشته باشید.
برنده بودن را تمرین کنید.

در امتحانات ، افرادی که تصور می‌کنند نتیجه خوبی خواهند گرفت و موفق خواهند بود، بسیار بهتر از آنانی که از خود انتظار مردود شدن دارند، عمل می‌کنند ، اگر برای امتحانی که در پیش دارید، احساس نگرانی می‌کنید ، پیش از روز امتحان ، خود را مجسم کنید در حالی که سرجلسه امتحان نشسته‌اید و برگه امتحان در مقابلتان قرار دارد و شما با یاد خداوند و کمک خواستن از او شروع به خواندن سؤالات کرده و به خوبی به آنها پاسخ می‌دهید. در هنگام مواجهه با صحنه واقعی ، این تمرین فکری به شما اطمینان و نیروی اراده خواهد داد.
" به خودتان اعتبار و ارزش بدهید "

به موفقیتهای خود در گذشته اعتراف کنید. اتفاقات خوبی را که برای شما بوجود آمده ، به عنوان نتیجه تلاشهای خودتان تجزیه و تحلیل کنید. عکسهایی که در تعطیلات گرفتید، عالی بودند نه به این خاطر که دوربین به خوبی ساخته و طراحی شده بود، بلکه بخاطر مهارت شما در زمینه نور و ترکیب اجزای صحنه. "مهمانی شما در فضای باز موفقیت آمیز بود، نه به این دلیل که هوا خوب و مساعد بود، بلکه این موفقیت به خاطر تدارک خوب و مهارتهای اجتماعی شما بوده است." از موفقیتهای خود تجلیل کنید ( موفقیتهای خود را جشن بگیرید ) : "من قفل در را تعمیر کردم بدون این که مجبور باشم از نجار کمک بخواهم، حالا من به شیوه جدیدی با خود رفتار خواهم کرد." احساس افتخار و مباهات ، نسبت به کمالات و فضایل خود ، برای شما یک احساس خود ارزشی می‌سازد.
برا ی خود ، هدف تعیین کنید.

دقیقاً تعیین کنید که قصد دارید چه کاری انجام دهید. مثلا ً متعهد شوید که هفته‌ای یک بار بصورت داوطلبانه در مؤسسات خیریه فعالیت کنید. هدفهای بزرگ را به هدفهای کوچکتر تقسیم کنید، تا زیر بار سنگین وظایفتان فلج نشوید. با دستیابی به هر هدف اولیه ، شاهد یک پیشرفت خواهید بود. شما در مورد آنچه در آینده اتفاق می‌افتد، احساس انرژی و هیجان خواهید داشت و این ، نشانه و قدرت یک انسان خوشبین است.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم مرداد 1391 توسط کامیار

گزیده هایی از کتاب تکنولوژی فکر

پدیده فکر عامل خلق واقعیتهای یک زندگی:

شما در هرکاری اگر فکر کنید که موفق میشوید و یا فکر کنید که شکست میخورید، در هر دو صورت درست فکر کرده اید. یک اندیشه زیبا و مثبت، یک بهشت را در زندگی می سازد و یک اندیشه منفی و یأس آور جهنمی را در دنیای انسان خلق میکند. انسانها آنچه را بیاندیشند خلق میکنند. هر اندیشه شما نتی است که در جهان هستی نواخته می شود و کائنات به اذن خداوند موظف شده اند تا با این نت شما همنوا شوند و آنها هم در همان دستگاهی بنوازد که شما با نوع اندیشه خود نواخته اید (مثبت یا منفی) تا در نهایت، یک سمفونی را خلق کنند بنام سمفونی زندگی شما.

انسانهایی که زیبا و امیدوارانه می اندیشند سلامت می مانند. آرامش و اضطراب می تواند حاصل کیفیت لحظه لحظه های اندیشه یک انسان باشد. خوشا به سعادت انسانهایی که از گذشته خود درس می آموزند و برای آینده خود طراحی می کنند و در حال زندگی می کنند.


تکنولوژی فکر راهی به سوی یک زندگی عالی

نظام باورها:

فکر از نظام باورهای انسان دستور میگیرد. قانون زندگی قانون باورهاست. باورهای عالی سرچشمه همه موفقیت های بزرگ است. باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه هاست و اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردهاست.


(لیس للانسان الا ما سعی: برای انسان همه چیز در سایه تلاش بدست می آید.)



-آشنائی با ضمیر ناخوداگاه (کامپیوتر وجود انسان):

«انسان همان است که باور دارد»
(وسخرنالکم ما فی السموات و الارض: ما آسمانها و زمین را به تسخیر شما در آوردیم.)


«شعور نامحدود جهان»

کسانی که از تکنولوژی فکر استفاده می کنند می توانند برای رسیدن به اهداف و آرمانهای خود از قدرتهای ماوراءالطبیعه و یا قدرت های انسانهای دیگر استفاده کرده و دنیای زیبائی برای خود خلق کنند.

به قول حافظ:


سالها دل طلب جام جم از ما می کرد         آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد



چگونه ضمیرناخودآگاه (کامپیوتر وجود انسان) را پروگرام و برنامه ریزی کنیم؟

1- اصل خودهشیاری، خودبیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود


زندگی زیباست ای زیبا پسند            زنده اندیشان به زیبائی رسند


2- اصل استفاده از قدرت تمرکز

انسانی که مرتباً روی بدبختی ها و زشتی های زندگی متمرکز می شود، زندگیش به قهقرا می رود و کسی که مرتباً به زیبائیهای زندگی و نقاط امیدبخش تمرکز می کند زندگیش قرین سعادت و موفقیت می شود و این خاصیت تمرکز است.

3- اصل استفاده از قدرت سوال

«کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که از خود می پرسید».


راستی شما به هنگام پرسش کردن از چه واژه ای بیشتر استفاده می کنید؟ از واژه «چرا» و یا از واژه «چگونه»؟

فاصله این دو نوع پرسش، فاصله جهنم تا بهشت خداست.

فاصله بین بدبختی و خوشبختی انسانها است. فاصله فقر و ثروت است.

فاصله افسردگی و نشاط است. فاصله یأس و امید است. آری ای گونه کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که شما از خود می کنید. هر سوال یک سیگنال، یک فرمان به ضمیرناخودآگاه است.


4- اصل استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت

به خود ببالید و بگوئید که:
دروجود من عظمت و بزرگی نهفته است.
من یک نابغه هستم  از نبوغ خود استفاده می کنم.
من ایده های بزرگی در سر دارم و آنها را به واقعیت تبدیل می کنم.
من هر روز سلامت تر و تندرست تر هستم.
من بک برنده بزرگ هستم.
من واقعاً انسان بی نظیری هستم.
چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است.
چقدر من هر روز خوشبخت تر و سعادتمندتر می شوم.
من همواره در هر کاری موفق و پیروز می شوم.
خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگیم مرا کمک می کند.
ثروت و معنویت به سوی من همواره روان است و من هرچه بخواهم خلق می کنم.
سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی است.
من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگیم هستم.
من به خود افتخار می کنم.
همواره از وجود و چهره من شادی، انرژی و عشق ساطع می شود.
من تا آخر عمر به سلامت زندگی می کنم.
هر چه بیشتر می بخشم بیشتر می ستایم و احساس شادمانی می کنم.
من با اقتدار زندگیم را آنگونه که می خواهم طراحی می کنم.
من انسانی مقتدر، خلاق و دوست داشتنی هستم.
من سزاوار بهترین ها هستم.
در هر لحظه به خاطر همه نعمتها و موهبتهائی که خداوند به من داده او را شکر می گویم.
من در کامل آرامش بسر می برم و همواره روحیه ای شاد و چهره ای خندان دارم.
من با اقتداری خداگونه بر روحیه، عواطف و احساسات خود کنترل دارم و آنها را مدیریت می کنم.
خداوند مرا ازاد آفریده  و من محکوم به هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای نیستم.

عبارات تاکیدی مثبت:

آرامش، زیبائی، معنویت، ثروت، آب روان، زندگی زیبا، ثروت فراوان، سلامتی، امنیت، خوشبختی، سعادت ...

5- اصل تصویر سازی ذهنی

تخیل، فکر، آرزو، امید، خواسته، اشتیاق سوزان ایمان به موفقیت اقدام=رسیدن به هدف و موفقیت

عواملی که به نحوه برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه کمک می کند:

اول اینکه این سیگنال مثبت و یا منفی است (جهت سیگنال).
دوم اینکه این سیگنال با چه شدت جریانی (قدرت سیگنال) وارد می شود.
امام جعفر صادق (ع) می فرماید:


آن هنگام که خدا را برای خواسته ای صدازدی این گونه باور داشته باشی که آنچه را که از خدا خواستی در پشت در است و تو می توانی آنرا برداری.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم مرداد 1391 توسط کامیار

استفاده از فرمول موفقیت نهایی:


1- واقعا به وضوح بدانیم چه می خواهیم.
2- اقدام کردن
3- کنترل مسیر هدف و تغییر راه حلها
4- تصحیح مسیر و انتخاب بهترین راه حلها
5- مدلسازی و الگوبرداری
6- بکارگیری قدرت ضمیرناخودآگاه برای رسیدن به هدفها
7- هدفهای خود را به کسی فاش نکنیم.
8- هدفهای بزرگ را به هدفهای کوچکتر تبدیل کردن در زمانهای کوتاهتر.
9- اهدافت را که موفق شدی در آن یادداشت کن.
------------------
خلق کردن اهداف:

1- استفاده کردن از قدرت جسم و تلاش
2- استفاده کردن از قدرت فکر و ضمیرناخودآگاه
3- رنج و لذت.
--------------------
اگر اتفاق بدی پیش آمد چکار باید کرد و چگونه می توان قوی بود؟

1- اصل تغییر در واژگان
2- اصل اعتماد به نفس واحساس قدرت
3- اصل نگاه به مساله (نگاهی قدرتمندانه، توانگرانه و هوشمندانه.)
4- اصل اعتماد و اتکال و متوسل شدن به قدرت خداوند.
5- اصل چگونه بحای چرا
6- پرسشهای طلائی (که 4 سوال است).
------------
تحول پایدار:

1-اصل اجرای تمام تکنیکهای تکنولوژی فکر بر اساس اصل خودهوشیاری و خودبیداری و اشراف
و بصیرت لحظه به لحظه به خود.
2-اصل مراقبت از ضمیرناخودآگاه و ارسال مرتب و شبانه روزی سیگنال به ضمیرناخودآگاه
3-اصل اجرای اصل مراقبه
4-اصل اجرای اصول تکنولوژی عشق
5-اصل هدف و برنامه ریزی در زندگی است.
6-اصل اجرای شبهای قدر
7-اصل تغییر در الگوها و ایجاد نشانه ها
8-بکارگیری جملات تأکیدی مثبت
9- اصل تصویرسازی ذهنی
------------
علل عدم موفقیت و ناکامی بعضی از انسانها:

1- بد فکر میکنند و افکار منفی، مخرب و یأس آور دارند و مرتباً آیه یأس می خوانند و می گویند: نمیتوانم، نمیشود،
غیرممکن است و ...
2- مرتب به خاطرات منفی فکر میکنند و روحیه خود را خراب میکنند.
3- ترس از آینده دارند و مرتب تخیلات منفی وغلط را ترسیم میکنند.
4- مرتب با افراد منفی نگر در تماس هستند و الهام منفی از آنها می گیرند و به ضمیر ناخوداگاه خود میفرستند.
5- خود را باور ندارند و اعتما به نفسی ضعیف دارند.
6- در ارتباطات ضعیف هستند و قدرت ابراز وجود ندارند.
7- در دنیائی از شک و تردید زندگی می کنند و نمی توانند تصمیم بگیرند.
8- دچار توهم و ترس هستند (ترس از آینده، ترس از انتقاد، ترس از شکست ...)
9- افکاری فقیرانه، مأیوسانه و شکست پذیر دارند و معمولا بخیل هستند.
10- به خدا توکل نمی کنند و دنیای خود را خیلی محدود و کوچک می بینند.
----------
ثروت و تکنولوژی فکر:

پیامبر گرامی اسلام میفرماید: «فقر عامل روسیاهی انسان در دنیا و آخرت است.» و در حدیثی دیگر میفرماید:


«هرکس معاش ندارد نمیتواند دین داشته باشد


کسب ثروت و پول حالا توسط یک انسان تکنولوژی فکری:

اصل اول: فکری ثروت جویانه داشته باشیم
اصل دوم: خود را ثروتمند احساس کنید و در کمال ثروت و رفاه ببینید و انفاق کنید.
اصل سوم: با ارتباط عالی با خدای رزاق طلب رزق و روزی حلال کنید.
اصل چهارم: به پول و ثروت عشق بورزید و آنرا طلب کنید.
اصل پنجم: حد و میزان درخواست مالی خود را تعیین و زمان حصول انرا کاملاً مشخص کنید.
اصل ششم: برای رسیدن به ثروت در زمان معین برنامه ریزی کنید.
اصل هفتم: ارقام بزرگ را به ارقام کوچکتر و در زمانهای کوتاهتر تبدیل کنید و منتظر قطرات اولیه باشید.
اصل هشتم: مرتب اقدام کنید و خود را مغناطیس ثروت احساس کنید تا آنرا جذب کنید.
اصل نهم: به وفور نعمت درجهان هستی ایمان داشته باشید و امیدوار باشید که به ثروت کلان می رسید.
اصل دهم: منافع خود را از طریق منافع دیگران تأمین کنید. (خیر برسانید تا خیر خداوندی را دریافت کنید.)
اصل یازدهم: از کاری که می کنید قطعاً باید لذت ببرید و گرنه ضرر کریده اید.
اصل دوازدهم: از تجربیات دیگران استفاده کنید و انسانهای موفق ثروتمند مشروع را مدل و الگوی خود قرار دهید (سعی و خطا نکنید)
اصل سیزدهم: از قدرت تخیل مثبت برای ثروتمند شدن استفاده کنید.
اصل چهاردهم: جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت و طرح سوالات ثروت جویانه




.: Weblog Themes By Pichak :.